با سلامي گرم حضور همه دوستاني كه از روي لطف به اين خانه سر مي زنند.
امروز باران زيبايي در هرات در حال باريدن است .باراني كه تقريبا از ديروز صبح به طور بي وقفه باريده است و هوا را بسيار لطيف نموده است.البته مي گذريم از وضعيت هنوز نابسامان بسياري از كوچه هاي شهر كه با ريزش قطره اي باران ،پر از گل و تجمع آبها در مسير راه مي گردد.بهر حال هر نعمت و زيبايي اي ،سختي ها و مشكلاتي را نيز به همراه خواهد داشت.
اميدوارم سال نو و بهاري كه با اين نعمت بزرگ آغاز مي شود براي همه به نيكويي و ميمنت آغاز شده و ادامه بيابد.و صميمانه از خداوند مهربان مي خواهم كه زندگي سرشار از لطف و مهرباني و شادي به همه مردم خوب دنيا هديه كند و به ويژه به هم وطنان عزيزم چه در افغانستان وچه در سراسر دنيا .
بعد از اين سلام بهاري مي خواهم كتابي را كه به تازگي منتشر شده است برايتان معرفي نمايم و چند نمونه از اشعارش را برايتان هديه كنم.اميد كه خوشتان بيايد.
زنان صلح را مي سرايند
"زنان صلح را مي سرايند" عنوان كتابي است كه به تازگي از سوي انتشارات بنياد آرمانشهر منتشر شده است.اين كتاب مجموعه اشعاري است پيرامون صلح و موضوعات مربوط به آن كه به كوشش "گيسو جهانگيري"مسئول اين بنياد جمع اوري گرديده است.
شناسنامه كتاب:
نام كتاب:زنان صلح را مي سرايند
گردآوري،گزينش و ترجمه: گيسو جهانگيري
طرح جلد:روح الامين اميني
صفحه آرايي:كبير احمد نشاط
ناشر:انتشارات بنياد آرمانشهر
چاپخانه:مهر حبيب
سال چاپ:بهار 88
چاپ اول:هرات
گيسو جهانگيري در مقدمه اين كتاب آورده است:
"مجموعه كوچك شعر"زنان صلح را مي سرايند"به مناسبت 8 مارچ،روز جهاني زن به خوانندگان پيشكش مي شود.اين گلچين كه اكثر شاعران آن زن هستند،شامل شعرهايي است از اهل قلم كشورهاي مختلف در پاسخ به فراخواني به نام"كاروان هزار و يك شعر براي صلح در افغانستان"كه ....
اين مجموعه ي ناهمگون،صداي وجدان هاي آگاه و خوب جهان است كه آسايش افغانستان،مساوات براي زنان،آينده جوانان و صلح را "كه مي توان آنرا همچون قانوني پذيرفت"درد مشترك خود مي دانند،چون:
لالايي بي همتايي است صلح
سعادتي تقسيم شده
ميان همه
سرور يروران است صلح"
در اين مجموعه از 87 شاعر افغان و غير افغان اشعاري آمده است كه چند نمونه از آنرا تقديم شما دوستان عزيز مي نمايم:
مانا آقايي (ايران):
اگر بگويم وطنم را
زير افتاب سوزان بندر جا گذاشته ام دروغ گفته ام
من وطنم را مانند هسته خرما در بالشم كاشته ام
مادرم مي گويد ون باغچه اي است در زبان كه بايد هر روز آبياري شود
خواهرم اعتقاد دارد
كه نمي تواند به خاك پايبند شود
براي او وطن همان تپه سرسبزي در قطعه نوزدهم گورستان سولنا در بيرون شهر استكهلم است
كه دوسال پي پدرم را
بيست هزار كيلومتر دورتر از زادگاهش پاي ان به خاك سپرديم
اما من مي گويم
وطن درختي است
در جنگل هاي خواب من
كه خواهد روئيد
نيلا اكبري"افغانستان":
ميان چهار ضلعي تنهايي ام
بيد ها سهم سبز ديوار مي شوند
مادر كه دور چهار ضلعي را
ار رو
از زير
از كنار
خوانده
به رنگ سرخ اعدامم مي خندد
بي خبر مانده
كه مرز ها را خار زده اند
نه رنگ
ميان چهار ضلعي تنهايي ام
تمام دنيا سهم كاغذ است
نيكول بارير"فرانسه":
نگاه كن
اين پرنه با شاخه اي از درخت زمين را آفريده
روزها در خواب است و شامگاه بيرون مي رود
با آواي اهنگينش
نرمي شيره ي گياه را دارد
گوش كن ،جهان گذشتگان
با خاطره ي پرواز دوباره زنده مي شود
اين سقف مشتركي است براي باهم زيستن
ما در رويا با نرمي آفتاب
به هم خواهيم پيوست
و هردو به آرامش خواهيم رسيد
....
(قسمتي از شعر طولاني)
سونيا برسلر(فرانسه):
اين لحظه مرگ كتاب است
مرگ دوستي
مرگ گنج هاي انباشته شده
اين لحظه پايان همه ي چيز هاست
همه چيز
به جز چشم هاي تو
اين لحظه تنها نگاه توست كه با تنهايي نبرد مي كند
اين لحظه تنها عشق بزرگ توست
كه در را به روي شب مي بندد
اين لحظه...
يولن بلونده"فرانسه"
با اسلحه ،با زوراسلحه فكر ها را تار و مار مي كردند
اين سرزمين فلك زده
در چه سراشيبي اي افتاده بود
قتل
شكنجه
تازيانه
تبعيد
در چه گرفتاري اي افتاده بود
اين سرزمين بي نوا:
آزادي ممنوع
مدرسه ممنوع
تابش خورشيد ممنوع
از اين برقع سياه
با تور چشمك هاي تنگش
چگ.نه مي گذرد خورشيد؟
آغاز روشني بود پايان شان
مهره و ماه نيكي از روح هاي آگاه سر مي كشداز روان هايي كه شش سال از مكتب محرومشان كرده اند
دوباره،دوباره آغاز مي كنيم
مشعل دانش را به دست مي گيريم
مكتب مي سازيم يعني جهان را روشن مي كنيم
پندار نيك مي بايدمان
تا به نام مذهب
هيچگاه
انديشه ها زنداني نشوند
روان ها افسرده نگردند
و چراغ مكاتب خاموش نگردد
فائقه جواد مهاجراني(افغانستان):
گل مي دهد چه زيبا بر صخره هاي سالنگ
مي ريزد از وجودم بي وقفه رقص و آهنگ
گلدانه هاي لبخند مستانه مي شكوفند
در سبزه زار چشمم شيرين لبان دلتنگ
بر شاخه هاي عمرم يكبار مي نشيند
گنجشككان سرمست اميد هاي صد رنگ
در عاشقانه شامي در يك هواي ميخوش
در اوج قله عشق دور از حرامي لنگ
با حلقي از عطش پر با چشمهايي از درد
زانو زده ست بر كوه دلخسته دختري شنگ
پيشاني اش به خاك و چون عاشقان دل چاك
در سجده مي گذارد لب بر لبان هر سنگ
از بوسه هاي گرمش بر سنگ و خاك ميهن
پيوسته مي دمد گل فرسنگ ها به فرسنگ
سميه رامش(افغانستان):
شبيه من
آرزو به دوش فراوانند
دختراني كه فراواني خورشيد را
در نثار رنگ ها
به خواب عروسكي فردا
ديده بودند
و مسير تمام نا شده خورشيد را
تكه تكه
گذاشته
پيوند مي شوند
پيوندي...
چقدر فراواني براي دريچه هايي كه مسدودند
آخر
چگونه مي شود دزديد؟
خواب باران را
براي دختري كه
سرزمين چشمهايش مدتي است
گرفتار خشكسالي ست
مژگان سادات(افغانستان):
باران كه ميبارد
غروب تيزتر نان م خورد
انگار كسي دعوتش مي كند
به شهر ستاره ها
به راز هاي بي پايان
و به شهري كه آسمان را خدا مي دانند
اما غروب سفره اش را جمع مي كند
انگار كسي تولدش را دزديده است
محبوبه صالحي(افغانستان):
هميشه سرد
صفي شلوغ به روي نقطه چين التماس يك شكم
و آن سوي عشق...
پدر
نا اميد ايستاده است
اما
دست هاي لخت او
بوي نان مي دهد!!!
و كودكي كه دست
به روي گرسنه گاه غصه مي كشد
سكه هاي رنگ پريده ام براي هركه
او بلوغ نگاهش را شنيد
ميان مرگ و زندگي
كسي برهنه مي دود
و لقمه
لقمه مي كند
خيال نان صبر را
بدون اشك
بدون نان
فريبا حيدري(افغانستان):
سه / دو / يك
من متهم به درك تو ام
نسيمي سرد
خزاني در جريان
و به يادم هست لبهايت
و ستاره ها / كه خيس خواب هاي تو بوند
و شبها /
كه شكل سرگشتگي آدم ها / قرن را دوره مي كنند
من پشت همين حكايت موزون
كه حروف ناگفته نامت را عنوان مي كند
تو را هم گم مي كنم گاهي
مي گردم
مثل تقدير / وارونه / بي مرز / بي ادعا
برقص
وحشي و كولي وار
در باد / كه راوي مسافري است
يك قصه براي تو
يك قصه براي كسي كه به بوسيدن تو معتاد است
و سفر ترنم موزوني است
سه / دو / يك
مورچه ها صف مي كشند
لاشه ها
و مگس ها در چشن انتظار
سه / دو / يك
قطار براي حمل تو نيروي مضاعفي دارد
سوت مي كشد / بي وقفه / ممتد
جشن جالبي است
روز هفتم
سياهي كنار خاطره هاي تو در خواب است
صداي هلهله
عروسي كه آمده است كودكان دوباره بياورد
ناقص /
با همه اندامي كه انگار
تكثير نياز نابه هنگامي باشد
سه / دو / يك
بالاخره تو را هم دار خواهند زد
بخش دوم اين كتاب مختص اشعار شاعران مرد در اين زمينه است.در فرصتي ديگر مي توانم نمونه هايي از آنرا انتخاب كرده و تقديمتان نمايم.
+ نوشته شده توسط فریبا حیدری در سه شنبه
1387/12/13 و ساعت
14:30 |