تبليغاتX
ادبیات / سینما/ روانشناسی/و ...

زنده حرفه اي و زندگي حرفه اي

مقدمه:

چندي پيش تدريس مجدد دوره عكاسي حرفه اي ، نا خواسته بهانه اي شد براي فكر كردن به زندگي .البته زندگي يا روزمرگي ؟نمي دانم .زيرا در خيلي از اوقات اين تعاريف مفاهيم جداي خودرا براي ما از دست داده اند.

بسياري از كساني كه در اين دوره هاي آموزشي شركت مي كنند، تعريف و يا ذهنيت روشني از عكاسي حرفه اي ، عكاس حرفه اي و دوربين حرفه اي ندارند و تنها كنجكاوي براي فهميدن اينكه در اين دوره چه مباحثي تدريس مي شود، آنها را به تصميم گيري و شركت در آن تشويق مي نمايد.اين كه پس از اتمام اين دوره ،آنها عكاس حرفه اي بشوند يا نه ، قدم بعدي است.

با همين ديد ، در فرصتي كه پيش آمد به زندگي فكر كردم و به خودمان كه ظاهرا زنده ايم.ديدم در زندگي هم براي زنده بودن و زندگي كردن بايد حرفه اي بود.وگر نه زندگي يك روند خسته كننده و تكراري و بي هدف خواهد داشت ؛و يا اهداف بسيار سطحي و اتوماتيك واري خواهد داشت كه نامش پا جاي پاي ديگران گذاشتن است و در چهارچوب قالب هاي از پيش تعيين شده زندگي كردن ؛ كه بار ارزشي چنداني جز گذران روز ندارد.

زندگي حرفه اي ، زنده حرفه اي :

تعريف هر هنر به شكل حرفه اي و يا هنرمند به شكل حرفه اي ،با كمي كم و بيش، شايد در اين موارد خلاصه شود:

1- آشنا بودن با روش كار با ابزار مخصوص كار (شناخت ابزار)

2-آشنابودن با اصول و قواعد كلي كار (آموختن فنون )

3- ابتكار و خلاقيت در گسترش فنون( ديد تازه و نواوري)

از آنجايي كه زندگي كردن، بزرگترين هنرو گسترده ترين عرصه كار و موقعيت مي باشد،براي موفق بودن و بهره گرفتن از آن لازم است كه با ديد حرفه اي به زنده بودن و زندگي كردن نگاه كنيم.و اينكه يك زنده حرفه اي باشيم و بخواهيم كه زندگي حرفه اي داشته باشيم يا خير، قدم بعدي است.

(Manual)زنده منوال

هر هنرمند حرفه اي براي ارائه كار حرفه اي ،بايد ابزار و آلات خاص آن حرفه را در يك حداقل هاي استاندارد و تعريف شده در اختيا داشته باشد.مهمترين تفاوت اين ابزارها با ابزارهاي ديگر كه هر شخص غير حرفه اي نيز مي تواند با آنها كارنمايد،منوال بودن انها است. يعني دارابودن سيستمي كه قابل تنظيم توسط كاربر بوده و در كيفيت ها و حالات مختلف ،اثرات گوناگون به همراه خواهد داشت.و تنها شخص حرفه اي مي تواند با تنظيمات دستي و ساخته شده توسط خودش كه بر اساس مفاهيم ذهني،هدف،معلومات قبلي و ساير جنبه هاي ابتكاري و خلاقانه خلق يك اثر مي باشد،بهترين كيفيت را به اثر خويش ببخشد و ضمن لذت بردن از خلق اثر،كه موفقيت خود اوست،از جنبه هاي مختلف، موثربر افراد يا جامعه مخاطب خويش گردد.

چنانچه هنرمند با بهره گيري از سيستم هاي اتومات و يا تقليد ها و كپي هاي مكرركه آن هم نوع بدتري از اتومات بودن است،اثري ايجاد نمايد ،چيزي جز حالت بيمارگونه اي از خود ارائه نمي دهد و تنها اثر آن تكرار مكررات و ملالت خواهد بود .

اما هنرمند واقعي سعي مي كند قبل ازآغاز كار ،با اصول منوال آشناشده و در حين كار نيز با بكارگيري صحيح آن ،بهترين كيفيت را به اثر خود ببخشد و در موقعيت هاي گوناگون بهره هاي لازم را ازآن ببرد.آشنايي با اين سيستم اجازه مي دهد تا شخص بر اساس ذهنيت و اهداف خود بتواند در كاربرد سيستم ،ابتكار و خلاقيت داشته و جلوه هاي تازه و مخصوص به خود را به اثر اضافه نمايد.بنابراين ضمن گيرايي بيشتر اثر، هر اثر معرف هنرمند خويش بوده و جنبه هاي مختلف روح ، شخصيت ، خلاقيت و دريچه ديد او را به موضوع نشان مي دهد.كه مي تواند جلوه هاي تازه اي به داشته هاي قبلي اضافه نموده و باعث گسترش آن گردد.

با اين ديد مي توان زنده حرفه اي و زندگي حرفه اي را نيز تعريف نمود:

زنده حرفه اي فردي است كه مي كوشد اصول زنده بودن ، زنده ماندن، و بالاترين سطح بهره گيري از شرايط را بياموزد.سپس ابزار مناسب و منوال آن را جستجو كرده و با اصول كار آن آشنا مي گردد.در نتيجه با يك طرح برخاسته از ذهن فعال خويش و براي رسيدن به هدف مورد نظر خويش،ابزار لازم را به كار برده و در ضمن كار،براي بهره گيري صحيح تر و بيشتر،راههاي خلاقانه اي ابتكار نموده و به آن مي افزايد.

زندگي حرفه اي ،زندگي مربوط به زنده حرفه اي بوده كه داراي ابزار و سيستم لازم و حاوي راه هاي كنترل و بهبود توسط شخص مي باشد.

كه براي روشنتر شدن موضوع بهتر است كه اشاره اي به آن ها داشته باشيم:

الف )

ابزارمنوال در زندگي زنده حرفه اي كه شامل موارد زير مي باشد:

1- استعداد و توانايي شخص

2- محيط زندگي كه شامل دو بخش عمده محيط زنده و محيط غير زنده مي باشد.

3- زمان

4- موقعيت هاي خاص ( موقعيت هايي كه دو يا چند عامل به صورت عمدي يا تصادفي كنار هم قرار گرفته و شرايط خاص و ايده آلي را جهت دستيابي به اهداف فراهم مي سازد؛ در گفتار عامه به آن شانس هم اطلاق مي گردد.)

5- ارتباطات

ب )

سيستم:

سيستم مجموعه اي از عوامل فوق است همراه با روشهايي كه ارتباط منظم، منطقي و دقيق اين عوامل را با يكديگر تعريف مي نمايد.

 

مهمترين ويژگيهاي اين نوع زندگي شامل موارد زير خواهد بود:

1-تغيير نگرش در مفهوم توكل:

بسياري از ما در فرهنگ شرقي /اسلامي خود به توكل كردن معتقديم و به خصوص در مردم ما اين قضيه بسيار بارز است.

توكل به مفهوم وكيل قراردادن خداوند در امور مي باشد و شخص متوكل همه امور را به خداوند واگذار مي نمايد.اين مسئله از جهاتي مفيد است.اولا ،از آنجايي كه خداوند آگاه به همه امور است،شخص احساس مي كند كه از يك منبع آگاه و مطلع كمك خواسته و امور را به او واگذار مي نمايد و به انتخاب او اطمينان كامل دارد.اين مسئله به شخص تا حدي اعتماد به نفس مي دهد.در اين حالت اگر شخص تلاش هم بنمايد و به جاي صرف كردن وقت با دغدغه ها و چه خواهد شد ها ، به خدا اتكا نمايد خوب است. اما متاسفانه در فرهنگ ما توكل جاي تلاش را گرفته است.بسياري از ما به جاي تلاش كردن و پيدا نمودن راه حل مشكلات و راه هاي پيشرفت،با پيدايش كمي گره در كار ،دست از تلاش كشيده و به توكل رجوع مي كنيم.نتيجه اين حالت ،بيماري وحشتناك تنبلي است؛ تنبلي جسم و مهمتر از آن تنبلي مغز و روح . مغز تنبل قدرت انديشه ،خلاقيت و ابتكار را از دست مي دهد وبه جاي رشد روز افزون فعاليت هايش ، روز به روز تضعيف شده و كارايي قبلي خودش را هم از دست مي دهد.

بنابراين راه گريز از اين حالت ،ديد حرفه اي داشتن به زندگي است.زنده حرفه اي به هيچ وجه با حضور اولين گره ،دست از كار نمي كشد و امور را به توكل واگذار نمي كند.او اصول و ابزا را مي شناسد و با به كار گيري صحيح آن ،راه حل مشكل را پيدا خواهد كرد.نتيجه اين حالت ،بروز شكوفايي و افزايش فعاليت هاي جسمي و فكري بوده و در درجه اول شخص و در مراحل بعدي جامعه را از حالت ركود بيرون مي كشد.

2- ايجاد و افزايش قدرت تصميم گيري:

شخص غير حرفه اي در زندگي به دليل استفاده اتوماتيك وار از روش هاي پيشين و عدم آاشنايي با سيستم هاي منوال ،زمينه انتخاب گسترده اي نداشته و به خود فرصت انتخاب روشهاي بهتر را هم نمي دهد.بنابراين فرصت تصميم گيري هم نداشته و به همان زمينه هاي محدود عادت مي نمايد.نتيجه چنين طرزالعملي ،زندگي در همان چهارچوب ها ي از پيش تعيين شده است كه باعث عدم رشد و شكوفايي انديشه مي گردد.

شخص حرفه اي با اصول اتومات مخالف است.او از روش هاي منوال به درستي و در جهت افزايش زمينه هاي انتخاب خود بهره برده و با انتخاب موارد مناسبتر از بين هزاران فرصت انتخاب ، به افزايش قدرت تصميم گيري خود كمك نموده و انتخاب خويش را بر اساس مفاهيم مورد نظر خويش انجام داده و نزديكي موارد انتخاب خويش را با ذهنياتش احساس مي كند.

3- كاهش يأس و نا اميدي:

زنده حرفه اي ،كم كم عادت مي كند كه به هر گره به عنوان پايان راه ننگرد.برعكس،از حضور گره ها به راه هاي جديدتري خواهد رسيد.او با پيدايش هر مشكل به جاي دست كشيدن از كار ،به شيوه هاي برطرف كردن اختلال مي انديشد.از آنجايي كه اين شخص با سيستم آشنايي داشته و طرزالعمل آن را مي داند، مي تواند با بروز مشكل به بررسي آن پرداخته و با رفع اختلال به راه اندازي مجدد سيستم بپردازد.

4-ابتكار و خلاقيت:

آشنايي زنده حرفه اي با اصول پيشين و سيستم منوال مي تواند به كشف و گسترش سيستم كمك نمايد.در اين حالت زنده حرفه اي با بررسي هريك از اجزاء ابزار ها و دست بردن در تنظيمات آن وبر اساس اهداف خويش،به خلق تنظيمات تازه تر پرداخته ومي تواند جلوه هاي جديدي بيافريند.در اين حالت شخص، با تمركزبر همه نيروهاي فكري و روحي خويش اين جلوه ها را مي آفريند و خصوصيات شخصيتي،فكري و ذهني خويش را به آن منتقل كرده و اثر مخصوص به خود را خلق مي كند.به اين ترتيب در زندگي خويش هدفمند بوده و از دستيابي به اهداف، به رضايت خاصي دست مي يابد.و با اين انرژي مي تواند به خلق نوآوري هاي ديگربپردازد.

5- صرفه جويي در هزينه ها:

زنده حرفه اي ياد مي گيرد كه از موقعيت ها و ابزار ي كه در اختياردارد،بهترين استفاده را بنمايد و به دليل آشنايي با سيستم مي داند كه در صورت خرابي هر بخش چگونه به تعمير آن اقدام نموده و دوباره آن را به كار گيرد.به اين ترتيب با ذخيره هزينه هاي مورد نياز براي استفاده از يك سيستم مجدد،مي تواند آن هزينه ها را در موقعيت مناسبتر به كار گيرد.و به بهره گيري دوچندان دست يابد.

6- بهره گيري يهينه از زمان:

زنده حرفه اي با پس انداز زمان هايي كه مي تواند در اثر نا آشنايي و غير حرفه اي بودن تلف گردد،گنجينه بزرگي از زمان را در اختيار بگيرد.او عادت مي كند كه با ذخيره كردن اين قطعه هاي كوچك طلا ،معادن بزرگي را به اختيار گرفته و در جهت رسيدن به اهداف خويش از آن سود جويد.او به جاي تجربه هاي ناكامل چند باره يك موقعيت،به تجربه تكميل تر چند موقعيت ديگر پرداخته و پهنه وسيعي از زندگي را تحت سيطره خويش درمي آورد.

اميد كه انديشه زندگي حرفه اي را آغاز كرده و سعي نماييم اولين قدم را در شناسايي ابزار هايي كه از خود ما آغاز مي گردد هرچه محكمتر برداريم.وقتي روش صحيح استفاده از خود و كاربرد نيروهاي خلاقه خود را بياموزيم مي توانيم سيستم هاي منوال آن را كه تا حد زيادي به تربيت توسط خود ما بستگي دارد گسترده تر ساخته و با كمك ساير عوامل عسيستم صحيح زندگي حرفه اي را پي ريزي نماييم.اين زندگي به ما قدرت خارج شدن از چهارچوب ها و قالب هاي پيشين و طراحي چوكات هاي بهتر و مفيد تر را داده و به زندگي جلوه هاي مختلفي از تكامل در جهات گوناگون خواهد بخشيد.و مهمترين اثرآن ازبين هزاران اثري كه خواهد آفريد،شناخت ظرفيت هاي خارج از شمار خويش است.باقي بماند به تجربيات شما از اين ديد.

پايان

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط فریبا حیدری در پنجشنبه 1386/03/10 و ساعت 17:44 |


Powered By
BLOGFA.COM