تصمیم داشتم یادداشت هایی به صورت مسلسل در ارتباط با سینما و فیلمسازی آماده کنم و در این صفحه بگذارم.اما دوستانی که اطلاع دارند می دانند که این روزها بسیار مصروف هستم و متاسفانه فرصتش پیش نیامد.اما در آینده ای نزدیک این مطالب را (که خواسته بعضی از دوستانی است که از نزدیک می بینمشان و تقاضای دسترسی به انرا دارند)آماده خواهم کرد.
این روزها اگر خدا بخواهد دارم فیلم بلندی را اماده ساخت می کنم. انجام و پیشبرد کارهای مرحله پیش تولید (آن هم در افغانستان)بسیار مشکل است.اما در عین حال با تمام خستگی هایش لذت بخش هم هست.
پاییز / پیاده ات می کند
از ذهن نارنجی درخت
در من /
که باید تا کاج های کامل
پیاده طی کنم
گریز؟ / نا گزیر؟
نمی دانم
چیزی / ناخن هایم را
خشمناک
به چهره خشک خزان کشیده است
چیزی در من /
که چنگ میزند
که بیقرار وبی مهار
چنگ میزند
تنها روایت برگ و باد و دلتنگی
نیست
و نه حتی / شاخه ها
که دچار بهانه های فصلی اند
چیزی / انگار / در من
به اعتبار جاری جنگل / چنگ می زند
به فصل ها / که دچار دلهرهاند
و رنگ ها / که دایما به اصول هم تجاوز می کنند
و من
از ادامه خودم در توت های وحشی مسموم بیزارم
از دنباله ام / که شاید
در خاک های عقیم قرن
مدفون است
درقهوه ای عقیم قرن
که ناخنها یم را عاصی می کند
اسد 1387
